دسته ها

آخرین مطالب

مطالب مرتبط

TQM مخفف چیست,چه ارتباطی با QMS دارد,8 اصل مدیریت کیفیت جامع

TQM مخفف چیست,چه ارتباطی با QMS دارد,8 اصل مدیریت کیفیت جامع

سیستم مدیریت کیفیت جامع, TQM

TQM مخفف مدیریت کیفیت جامع است. TQM مجموعه ای از اصول مدیریت است که با هدف بهبود عملکرد در سراسر یک شرکت، به ویژه از طریق مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری ها انجام می شود. TQM بر ارتباط کارکردها و حوزه های فرآیندی مختلف در یک سیستم تجاری یکپارچه تأکید دارد. یک QMS کاملاً یکپارچه، طیف کاملی از فرآیندهای کیفیت را به هم پیوند می‌دهد، همچنین داده‌ ها را به سایر سیستم‌ های تجاری منتقل می‌کند.

اما هشت اصل مدیریت کیفیت جامع که مربوط به QMS و TQM است را در ادامه بررسی می کنیم.

فهرست محتوا

TQM مخفف چیست؟

TQM مخفف چیست؟

TQM مخفف Total Quality Management “مدیریت کیفیت جامع” یک چارچوب مدیریتی مبتنی بر این باور است که یک سازمان می‌تواند با تمرکز تمام اعضای خود، از کارکنان سطح پایین گرفته تا مدیران عالی رتبه، بر بهبود کیفیت و در نتیجه ارائه خدمات رضایت بخش به مشتری، موفقیت بلند مدت ایجاد کند.

TQM سازمان ها را ملزم می کند که بر بهبود مستمر یا کایزن تمرکز کنند. به جای تاکید بر سود مالی کوتاه مدت، بر بهبود فرآیند در دراز مدت تمرکز دارد.

اصول مدیریت کیفیت جامع (TQM) چیست؟

اصول مدیریت کیفیت جامع (TQM) چیست؟

TQM مجموعه‌ای از راه‌ ها را برای سازمان‌ ها جهت دستیابی به رضایتمندی مشتری تجویز می‌کند. پس مدیریت کیفیت جامع مسیری برای بهبود مستمر موفقیت ‌آمیز که بر استفاده از استراتژی، داده ‌ها و ارتباطات مؤثر برای القای نظم و انضباط کیفیت در فرهنگ و فرآیندهای سازمان متمرکز است، ایجاد می کند.

به طور خاص تر، TQM بر فرآیندهایی که سازمان ها برای تولید محصولات خود استفاده می کنند، توجه می کند و از سازمان ها می خواهد که آن فرآیندها را تعریف کنند، به طور مداوم عملکرد خود را نظارت و اندازه گیری کنند و از داده های عملکرد برای ایجاد بهبود استفاده کنند. علاوه بر این، از همه کارکنان و همچنین تمام بخش ‌های سازمانی می‌خواهد که همکاری لازم را جهت بهبود و ارتقاء داشته باشند.

اهداف TQM حذف ضایعات و افزایش کارایی با حصول اطمینان از اینکه فرآیند تولید محصول (یا خدمات) سازمان در اولین بار به درستی انجام می شود، است. این چارچوب مدیریتی در ابتدا برای شرکت ‌های بخش تولید اعمال می‌شد، اما در طول سال های گذشته برای توسط سازمان های دیگر هم درخواست شده است.

blank

تاریخچه TQM چیست؟

TQM به دهه 1920 برمی گردد، زمانی که علم آمار برای کنترل کیفیت در یک محیط صنعتی به کار گرفته شد. والتر آ. شوهارت، مهندس در آزمایشگاه های وسترن الکتریک و بل، در اواسط دهه 1920 نمودار کنترل آماری ایجاد کرد و سپس در سال 1931 کنترل اقتصادی کیفیت محصول تولیدی را منتشر کرد.

بسیاری هنوز از روش کنترل کیفیت آماری او به عنوان چرخه شوهارت به آن چرخه دمینگ یا مدل PDCA (طرح، انجام، بررسی، عمل) نیز می گویند.

روش‌ های کنترل کیفیت در دهه‌ های بعدی تکامل یافت و مهندس صنایع جوزف جوران ابتدا روش‌ های شوهارت را به کار گرفت و بعداً در سال 1951 کتاب تأثیرگذار خود را به نام Juran’s Quality Handbook را منتشر کرد.

دبلیو ادواردز دمینگ ایده‌ های شوهارت را در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم توسعه داد، جایی که دولت ایالات متحده او را برای مشاوره به رهبران ژاپنی در مورد تلاش ‌های بازسازی که در اواخر دهه 1940 و 1950 در آنجا انجام می‌شد، معرفی کرد.

دمینگ با همکاری با اتحادیه دانشمندان و مهندسان ژاپنی، در مورد کنترل کیفیت آماری تدریس و سخنرانی کرد، در حالی که ایده های خود را در مورد کنترل کیفیت در این فرآیند اضافه کرد. از جمله این آموزه ها، اعتقاد دمینگ بود که کارگران عادی نقشی در کنترل کیفیت دارند.

روشی که در دهه های 1950 و 1960 تکامل یافت، سرانجام به عنوان مدیریت کیفیت جامع شناخته شد. بسیاری استفاده ژاپنی از TQM را به عنوان عامل مهمی در بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم و همچنین موفقیت های صنعتی آن در اواسط قرن می دانند.

سازمان ها در سراسر جهان به موفقیت های ژاپن با استفاده از TQM توجه کردند. تولیدکنندگان ایالات متحده در طول دهه‌ های 1970 و 1980 روش‌ های کیفیت و بهره‌ وری، از جمله TQM را برای رقابت بهتر در بازار جهانی فزاینده اتخاذ کردند.

اگرچه دمینگ، جوران، شوهارت و دیگران مقالات و کتاب ‌های متعددی در مورد TQM منتشر کردند، بسیاری از سازمان‌ ها تنها بخش‌ هایی از اصول TQM را پذیرفتند و برخی از ایده‌ های TQM را برای رفع نیازهای خود تکامل دادند.

علاوه بر این، همانطور که نیازهای کسب و کار برای بهره وری، بهبود و ارتقاء کیفیت بیشتر تکامل یافته است، بسیاری از سازمان ها تکنیک های مدیریتی مدرن تر دیگری را اتخاذ کرده اند.

بنابراین، اگرچه TQM هنوز تاثیرگذار است، تکنیک‌ های مدیریتی دیگری مانند شش سیگما و تولید ناب یا تکنیک DSS که اهداف سازمانی قرن بیست و یکم را بهتر برآورده می‌کنند، در بسیاری از کسب ‌وکارها جایگزین آن شده‌اند.

اجرای الزامات TQM در سازمان ها چه اهمیتی دارد؟

اجرای الزامات TQM می تواند تأثیر مهم و مفیدی بر توسعه کارکنان و سازمان داشته باشد.

با تمرکز همه کارکنان بر مدیریت کیفیت و بهبود مستمر، شرکت‌ ها می‌توانند ارزش‌ های فرهنگی را ایجاد و حفظ کنند که موفقیت بلند مدتی را هم برای مشتریان و هم برای خود سازمان ایجاد می‌کند.

تمرکز TQM بر کیفیت به شناسایی کمبودهای مهارتی در کارکنان، همراه با آموزش یا راهنمایی لازم برای رفع این کمبودها کمک می کند.

با تمرکز بر کار تیمی، اجرای الزامات TQM منجر به ایجاد تیم های متقابل و به اشتراک گذاری دانش می شود. افزایش ارتباطات و هماهنگی بین گروه ‌های متفاوت، دانش سازمانی را عمیق‌ تر می‌کند و به شرکت‌ ها انعطاف‌ پذیری بیشتری در استقرار پرسنل می‌دهد.

مزایای اجرای الزامات TQM برای سازمان ها چیست؟

مزایای اجرای الزامات TQM برای سازمان ها چیست؟

مزایای پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت جامع به شرح زیر است.

تولید محصول با نقص کمتر

یکی از اصول پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت جامع این است که ایجاد محصولات و خدمات در اولین بار درست انجام می شود. این به این معنی است که محصولات با ایرادات کمتری ارسال می شوند که باعث کاهش فراخوان محصول، هزینه های پشتیبانی مشتری در آینده و رفع مشکلات محصول می شود.

رضایت مشتری

محصولات باکیفیت که نیازهای مشتریان را برآورده می‌کنند باعث رضایت بیشتر مشتری می‌شوند. رضایت بالای مشتری، به نوبه خود، می تواند منجر به افزایش سهم بازار، رشد درآمد از طریق افزایش فروش و بازاریابی دهان به دهان که توسط مشتریان آغاز شده است، شود.

هزینه پایین تر

در نتیجه نقص کمتر محصول، شرکت ها در هزینه های پشتیبانی مشتری، جایگزینی محصول، خدمات میدانی و ایجاد اصلاحات محصول صرفه جویی می کنند. صرفه جویی در هزینه به سمت پایین جریان می یابد و حاشیه سود بیشتری ایجاد می کند.

تعریف ارزش فرهنگی سازمان

سازمان هایی که سیستم مدیریت کیفیت جامع را پیاده سازی می کنند، ارزش های اصلی را حول مدیریت کیفیت و بهبود مستمر توسعه و پرورش می دهند. ذهنیت سیستم مدیریت کیفیت جامع در تمام جنبه های یک سازمان، از استخدام گرفته تا فرآیندهای داخلی تا توسعه محصول، نفوذ می کند.

blank

هشت اصل مهم که یک QMS از TQM پشتیبانی می کند چیست؟

شرکت‌هایی که TQM و متدولوژی ‌های تعالی فرآیند مرتبط را اتخاذ می‌کنند، به مجموعه خاصی از ابزارهای سیستم مدیریت کیفیت (QMS) نیاز دارند. با در نظر گرفتن این موضوع، امروز به بررسی این موضوع می پردازیم که چگونه QMS از آنچه انجمن کیفیت آمریکا (ASQ)  8 اصل TQM می نامد، پشتیبانی می کند.

تمرکز بر مشتری

انجمن آمریکایی کیفیت (ASQ) مدیریت کیفیت جامع (TQM) را به عنوان “رویکرد مدیریتی برای موفقیت بلندمدت از طریق رضایت مشتری” تعریف می کند. کیفیت از دیدگاه مشتری تعریف می شود و فرهنگ کیفیت فعال از ابزارهای QMS با هدف مستقیم افزایش رضایت مشتری استفاده می کند.

ابزارهایی که در یک سیستم مدیریت کیفیت جامع براساس QMS استفاده می شود به شرح زیر می باشد.

فرآیندهای مدیریت شکایات

مدیریت فعالانه شکایات مشتریان به مهار مشکلات و تبدیل آنها به فرصت های بهبود کمک می کند.

مدیریت ریسک

استفاده از ارزیابی ریسک و ابزارهایی مانند حالت‌ های شکست و تحلیل اثرات (FMEA) به شما کمک می‌کند از مصرف‌کنندگان در برابر خطرات کیفیت و ایمنی محافظت کنید.

ردیابی انطباق

متمرکز کردن الزامات نظارتی، استاندارد و مشتری به شما امکان می دهد آنها را به کنترل ها و تجزیه و تحلیل شکاف ها پیوند دهید.

کارمندان توانمند

نیروی کار متعهد موتوری است که TQM را هدایت می کند. سیستم مدیریت کیفیت (QMS) به کارکنان کمک می کند تا با ارائه داده ها و بازخورد در مورد تأثیر تلاش های آنها بر کیفیت، مالکیت کیفیت را در دست بگیرند.

رویکرد فرآیند

مانند بسیاری از فلسفه‌های کیفیت، سیستم مدیریت جامع کیفیت از رویکرد فرآیندی با هدف درک پیوند بین ورودی ‌های فرآیند و کیفیت نهایی نشأت می‌گیرد. یک سیستم مدیریت کیفیت جامع  با پرداختن به هر عنصر از چرخه Plan-Do-Check-Act از رویکرد فرآیند پشتیبانی می کند، از جمله مراحلی مانند:

  • فرآیندهای مستندسازی.
  • ارزیابی ریسک.
  • مدیریت تغییر.
  • ممیزی ها.
  • اقدام اصلاحی.

سیستم یکپارچه

یک سیستم مدیریت کیفیت جامع بر ارتباط کارکردها و حوزه های فرآیندی مختلف در یک سیستم تجاری یکپارچه تأکید دارد. یک سیستم مدیریت یکپارچه کاملاً یکپارچه، طیف کاملی از فرآیندهای کیفیت را به هم پیوند می‌دهد، همچنین داده ‌ها را به سایر سیستم‌ های تجاری منتقل می‌کند.

اینها می تواند شامل برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) یا سیستم های اجرایی تولید (MES) و همچنین سایر فرآیندها مانند امور مالی و منابع انسانی باشد.

مدیریت استراتژیک

شرکت ها باید یک برنامه استراتژیک داشته باشند که کیفیت را در اولویت قرار دهد. بیش از نوشتن یک برنامه، باید برای رسیدن به آن اقدام کنید. یعنی:

  • ارائه داده‌ های کیفیت و ریسک در بررسی‌ های مدیریت سطح بالا و درخواست تعامل بین عملکردی.
  • ارائه ابتکارات با اهرم بالا در بودجه با کیفیت.
  • بررسی و برقراری ارتباط منظم نتایج.

بهبود مستمر

رایج ترین استراتژی های مدیریت کیفیت همگی بر بهبود مستمر تاکید دارند. یک سیستم مدیریت کیفیت از بهبود مستمر پشتیبانی می کند، اما تنها در صورتی که یک فرآیند حلقه بسته برای رسیدگی به مسائلی که پیدا می کنید داشته باشید. از این نظر، یک QMS خودکار مزیت مشخصی نسبت به روش‌ های ردیابی و پیگیری دستی دارد.

تصمیم گیری مبتنی بر داده

یک مدیریت کیفیت جامع بر تصمیم گیری بر اساس داده های عملکرد تمرکز دارد. یک سازمان فعال با استفاده از ابزارهای گزارش یکپارچه برای تجزیه و تحلیل روندها و انجام اقدام، داده ها را به طور مداوم جمع آوری و تجزیه و تحلیل می کند.

یکی از جنبه های مهم در تصمیم گیری بهتر از طریق داده ها، حسابداری ریسک است. به این دلیل که ریسک معیاری عینی برای حرکت از «شاید در اینجا به یک کنترل جدید نیاز داشته باشیم» به «سطح ریسک محاسبه‌ شده بر اساس معیارهای تعیین ‌شده غیرقابل قبول است» ارائه می‌کند.

ارتباطات

عنصر نهایی سیستم مدیریت کیفیت جامع ارتباطات است. هر کارشناس مدیریتی به شما خواهد گفت که برقراری ارتباط نتایج به انگیزه کارکنان کمک می کند، که باید بدانند آیا کارشان را خوب انجام می دهند یا خیر.

داشتن اتوماسیون اداری می تواند در اینجا کمک کند، زیرا ورود و تجزیه و تحلیل دستی داده ها باعث به تاخیر انداختن ارتباط نتایج می شود. به این معنا که اگر آنها اصلاً به کارکنان خط مقدم ارتباط داده شوند، که داده‌ های عملکرد به همان اندازه رهبری به آنها می‌رسد.

منابع

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button