در دنیای مدرن کسب وکار، سازمان ها دیگر تنها مجموعه ای از ماشین آلات، فرآیندهای مالی یا محصولات فیزیکی نیستند؛ بلکه موجوداتی زنده و پویا محسوب می شوند که قلب تپنده آن ها را انسان ها تشکیل می دهند. درک این موضوع که چرا افراد در محیط کار به شکلی خاص عمل می کنند، چگونه تحت تأثیر ساختارها قرار می گیرند و چه عواملی باعث شکوفایی یا زوال انگیزه آن ها می شود، هسته اصلی مفهومی به نام رفتار سازمانی است.
این دانش تخصصی با ترکیب علوم روانشناسی، جامعه شناسی و مدیریت، به دنبال رمزگشایی از پیچیدگی های تعاملات انسانی است تا بهره وری را به شکلی پایدار افزایش دهد. اما نکته کلیدی اینجاست که رفتار سازمانی به تنهایی و بدون داشتن یک چارچوب استاندارد، ممکن است دستخوش سلیقه های مدیریتی شود.
اینجاست که استانداردهای بین المللی ایزو وارد میدان می شوند تا با ایجاد ساختاری نظام مند، رفتارهای فردی و گروهی را در جهت اهداف کلان سازمان هدایت کنند و بستری حرفه ای برای رشد همه جانبه فراهم آورند.
مفهوم رفتار سازمانی (Organizational Behavior) و نقش آن در بقای کسب وکار
رفتار سازمانی به مطالعه سیستماتیک اقدامات و نگرش های افرادی می پردازد که در یک سازمان فعالیت می کنند. این حوزه نه تنها به بررسی رفتارهای آشکار مانند بهره وری یا غیبت از کار می پردازد، بلکه لایه های پنهانی نظیر ادراک، ارزش ها و فرهنگ سازمانی را نیز مورد واکاوی قرار می دهد. در واقع، رفتار سازمانی به مدیران کمک می کند تا پیش بینی کنند که در شرایط مختلف، نیروی انسانی چه واکنشی از خود نشان خواهد داد.
بقای یک کسب وکار در بازار پررقابت امروز، بیش از آنکه به تکنولوژی وابسته باشد، به توانایی مدیریت این رفتارها بستگی دارد؛ چرا که یک تیم همسو و باانگیزه می تواند از کمترین منابع، بیشترین ارزش را خلق کند، در حالی که رفتارهای مخرب و ناهماهنگ حتی با عظیم ترین سرمایه ها نیز منجر به شکست خواهند شد.
نقش رفتار سازمانی در بقای سازمان زمانی برجسته تر می شود که با تغییرات محیطی روبرو می شویم. سازمان هایی که درک درستی از پویایی های گروهی و فشارهای روانی محیط کار دارند، بسیار سریع تر از رقبا با شرایط جدید سازگار می شوند. این دانش به رهبران اجازه می دهد تا فرآیندهای ارتباطی را بهبود بخشند، رضایت شغلی را بالا ببرند و نرخ خروج نخبگان را به حداقل برسانند.

در تحلیل نهایی، رفتار سازمانی به عنوان یک قطب نما عمل می کند که مسیر حرکت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب را از طریق مدیریت صحیح سرمایه های انسانی ترسیم می نماید و تضمین کننده تداوم حیات سازمان در بلندمدت است.
تئوری های بنیادین رفتار سازمانی؛ از انگیزش تا رهبری سیستماتیک
ریشه های دانش رفتار سازمانی در تئوری های متعددی نهفته است که هر یک از زاویه ای متفاوت به عملکرد انسان نگریسته اند. از تئوری های کلاسیک انگیزش مانند هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو و دو عاملی هرزبرگ گرفته تا مدل های مدرن تر، همگی بر این باورند که رفتار انسان تابعی از نیازها و پاداش های اوست. در تئوری های انگیزش، تمرکز بر این است که چه محرک هایی باعث می شوند فرد بیش از حد وظایف قانونی خود تلاش کند.
شناخت این محرک ها به سازمان اجازه می دهد تا سیستم های پاداش دهی و مدیریت عملکرد خود را به گونه ای طراحی کند که با اهداف شخصی کارکنان همسو باشد و در نتیجه، انرژی ذهنی و جسمی پرسنل به سمت تعالی سازمانی هدایت شود. از سوی دیگر، بحث رهبری سیستماتیک در رفتار سازمانی فراتر از ویژگی های فردی یک مدیر می رود.
در این رویکرد، رهبری به عنوان فرایندی تعریف می شود که در آن از نفوذ اجتماعی برای حداکثر کردن تلاش های دیگران در جهت دستیابی به یک هدف مشترک استفاده می شود. تئوری های رهبری سیستماتیک تأکید دارند که یک رهبر موفق باید بتواند ساختارهای غیررسمی سازمان را شناسایی کرده و با مدیریت هوشمندانه تعاملات، فضایی از اعتماد و شفافیت ایجاد کند.
تلفیق انگیزش فردی با رهبری اصولی، زیربنای مستحکمی را ایجاد می کند که در آن هر فرد می داند جایگاهش کجاست و چگونه تلاش های او در پازل بزرگ سازمان جای می گیرد، که این خود منجر به کاهش ابهام نقش و افزایش تعهد سازمانی می گردد.
چگونه گواهینامه های ایزو فرهنگ و رفتار سازمانی را متحول می کنند؟
استانداردهای ایزو اغلب به عنوان ابزارهای مدیریت کیفیت و فرآیند شناخته می شوند، اما واقعیت این است که پیاده سازی صحیح این استانداردها تأثیر شگرف و عمیقی بر لایه رفتاری و فرهنگی سازمان دارد. زمانی که یک سازمان تصمیم می گیرد استانداردی را مستقر کند، در واقع در حال تغییر دادن کدهای رفتاری کارکنان خود است.
ایزو با تعریف فرآیندهای شفاف، شرح وظایف دقیق و مکانیزم های بازخورد، ابهاماتی را که عامل اصلی تنش و رفتارهای غیرحرفه ای هستند، از میان می برد. این تحول از طریق ایجاد یک زبان مشترک در سازمان رخ می دهد؛ زبانی که در آن کیفیت، ایمنی و انگیزش نه به عنوان شعار، بلکه به عنوان بخشی از پروتکل های اجرایی روزمره تعریف می شوند.
تحول فرهنگی ناشی از ایزو، از رویکرد “شخص محور” به سمت رویکرد “سیستم محور” حرکت می کند. در سازمان هایی که فاقد این استانداردها هستند، رفتارها اغلب تحت تأثیر خلق وخوی مدیران یا قدرت های غیررسمی است، اما با ورود ایزو، رفتار سازمانی بر پایه شواهد و داده ها شکل می گیرد.
این موضوع باعث می شود که عدالت سازمانی برقرار شده و کارکنان احساس کنند که رفتار و عملکرد آن ها بر اساس معیارهای عینی سنجیده می شود. این احساس امنیت و پیش بینی پذیری، سنگ بنای یک فرهنگ سازمانی سالم است که در آن نوآوری و مشارکت داوطلبانه جایگزین ترس و اطاعت کورکورانه می گردد.
تأثیر ایزو ۹۰۰۱ و ۴۵۰۰۱ بر انضباط فردی و ایمنی روانی کارکنان
ایزو ۹۰۰۱ به عنوان پرچم دار مدیریت کیفیت، نظمی را به جریان کار تزریق می کند که مستقیماً بر رفتار کارکنان اثر می گذارد. وقتی فرآیندها مستند می شوند و هر فرد می داند ورودی و خروجی کارش چیست، انضباط فردی به شکلی خودکار تقویت می شود. این نظم نه تنها بهره وری را بالا می برد، بلکه از سردرگمی ذهنی و خستگی ناشی از کارهای تکراری و بی هدف جلوگیری می کند.
برای دریافت اطلاعات تکمیلی در مورد ایزو 9001 به مقاله فرآیند دریافت گواهینامه ایزو 9001 چگونه است مراجعه کنید.

در کنار آن، استاندارد ایزو ۴۵۰۰۱ با تمرکز بر مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، فراتر از پیشگیری از حوادث فیزیکی عمل کرده و به مقوله ایمنی روانی می پردازد. کارکنانی که در محیطی ایمن فعالیت می کنند، سطح استرس کمتری را تجربه کرده و تمایل بیشتری به همکاری و تعاملات مثبت دارند.
ایمنی روانی که از بطن ایزو ۴۵۰۰۱ استخراج می شود، به این معناست که فرد بدون ترس از تنبیه یا تحقیر، بتواند ایده ها و نگرانی های خود را مطرح کند. این استاندارد با الزام سازمان به شناسایی خطرات روانی-اجتماعی، محیطی را فراهم می کند که در آن رفتارهای قلدرمآبانه یا تبعیض آمیز به حداقل می رسد.
ترکیب این دو استاندارد، توازنی میان “انضباط عملیاتی” و “آرامش ذهنی” ایجاد می کند که نتیجه آن، شکل گیری رفتارهای سازمانیِ متعهدانه و اخلاق مدار در تمامی سطوح سلسله مراتب سازمانی است.
استاندارد ایزو ۱۰۰۱۸؛ ابزار تخصصی برای مدیریت مشارکت و تعامل پرسنل
اگر بخواهیم تخصصی ترین استاندارد ایزو در حوزه رفتار سازمانی را نام ببریم، بدون شک ایزو ۱۰۰۱۸ در صدر لیست قرار می گیرد. این استاندارد به طور ویژه بر “مشارکت مردم” و “صلاحیت” تمرکز دارد. هدف اصلی ایزو ۱۰۰۱۸ این است که اطمینان حاصل کند کارکنان نه تنها برای انجام کار خود توانمند هستند، بلکه به لحاظ ذهنی و عاطفی نیز با اهداف سازمان گره خورده اند.
این استاندارد راهکارهایی را برای بهبود سیستم های ارتباطی، تشویق خلاقیت و تقویت روحیه تیمی ارائه می دهد. با پیاده سازی این الگو، رفتار سازمانی از حالت انفعالی به حالت فعال و مشارکت جو تغییر جهت می دهد. استفاده از ایزو ۱۰۰۱۸ به مدیران می آموزد که چگونه شکاف میان استراتژی های کلان و عملیات روزانه را از طریق درگیر کردن ذهن و قلب پرسنل پر کنند.
این استاندارد تأکید دارد که تعامل تنها یک جلسه ماهانه نیست، بلکه فرایندی مستمر از گوش دادن، بازخورد دادن و ارزش گذاری برای سهم هر فرد در موفقیت سازمان است. در چنین بستری، رفتارهای رقابتی مخرب میان همکاران جای خود را به هم افزایی و حمایت متقابل می دهد، چرا که همه درک می کنند موفقیت فردی در گرو موفقیت جمعی و ارتقای استانداردهای تعاملی است.
پیاده سازی تنوع و شمول (D&I) در رفتار سازمانی با ایزو ۳۰۴۱۵
در دنیای مدرن که تنوع فرهنگی و انسانی به یک واقعیت گریزناپذیر تبدیل شده است، مدیریت این تنوع یکی از بزرگترین چالش های رفتار سازمانی است. ایزو ۳۰۴۱۵ به عنوان راهنمای مدیریت تنوع و شمول، به سازمان ها کمک می کند تا از تفاوت های فردی (نژاد، جنسیت، سن، تخصص و غیره) به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنند.
این استاندارد بر این اصل استوار است که رفتارهای سازمانی باید به گونه ای بازطراحی شوند که هیچ فردی به دلیل تفاوت هایش به حاشیه رانده نشود. وقتی شمولیت در لایه های مختلف سازمان نهادینه شود، شاهد افزایش نوآوری و بهبود قدرت حل مسئله خواهیم بود. تأثیر ایزو ۳۰۴۱۵ بر رفتار سازمانی بدین صورت است که سوگیری های ناخودآگاه را در فرآیندهای استخدام، ارتقا و تعاملات روزمره شناسایی و حذف می کند.
زمانی که کارکنان مشاهده می کنند که سازمان برای تنوع فکری آن ها ارزش قائل است، احساس تعلق بیشتری پیدا کرده و رفتارهای آن ها به سمت پذیرش بیشتر و همدلی با دیگران سوق می یابد. این استاندارد با ایجاد فرهنگی که در آن “تفاوت” یک ارزش محسوب می شود، پویایی های گروهی را تقویت کرده و مانع از شکل گیری خرده فرهنگ های بسته و تدافعی در درون سازمان می گردد.
نقش ایزو ۲۶۰۰۰ در تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی و اخلاق حرفه ای
رفتار سازمانی تنها به درون دیوارهای شرکت محدود نمی شود؛ چگونگی تعامل سازمان با جامعه و محیط زیست نیز بخشی از هویت رفتاری آن است. ایزو ۲۶۰۰۰ با ارائه چارچوبی برای مسئولیت پذیری اجتماعی، اخلاق حرفه ای را در عمق رفتارهای سازمانی نفوذ می دهد. وقتی یک سازمان به اصول این استاندارد متعهد می شود، در واقع پیامی به کارکنان خود می فرستد که سودآوری تنها هدف نیست و “چگونگی” رسیدن به سود نیز اهمیت حیاتی دارد. این موضوع باعث می شود که کارکنان در رفتارهای روزمره خود، صداقت، شفافیت و انصاف را سرلوحه قرار دهند و نسبت به پیامدهای کار خود حساس باشند.
تقویت مسئولیت پذیری از طریق ایزو ۲۶۰۰۰ منجر به شکل گیری “غرور سازمانی” می شود. کارکنانی که حس می کنند در یک سازمان اخلاق مدار و مسئول در قبال جامعه کار می کنند، تمایل بیشتری به رعایت قوانین داخلی و رفتارهای فداکارانه دارند.
این استاندارد کمک می کند تا تعارضات اخلاقی در سازمان کاهش یابد و استانداردهای رفتاری از سطح الزامات قانونی به سطح تعهدات انسانی و اخلاقی ارتقا پیدا کند. در نتیجه، سازمان به یک شهروند شرکتی نمونه تبدیل می شود که رفتارهای درونی و بیرونی آن در هماهنگی کامل با ارزش های والای انسانی است.
انواع مدل های رفتار سازمانی؛ شناسایی الگوهای سازنده و مخرب
مدل های رفتار سازمانی در واقع الگوهایی هستند که نشان می دهند سازمان ها چگونه با کارکنان خود برخورد می کنند و انتظار چه واکنشی را دارند. این مدل ها به چهار دسته کلی تقسیم می شوند: مدل استبدادی، مدل حمایتی، مدل مشارکتی و مدل سیستمی. در مدل استبدادی، قدرت در دست مدیر است و اطاعت، رفتار اصلی کارکنان محسوب می شود که اغلب منجر به حداقل عملکرد و روحیه پایین می گردد.
در مقابل، مدل های حمایتی و مشارکتی بر رهبری و انگیزش تأکید دارند و کارکنان را به عنوان شرکای استراتژیک می بینند. شناخت این مدل ها به مدیران اجازه می دهد تا اتمسفر حاکم بر سازمان خود را تحلیل کرده و به سمت مدل های پیشرفته تر حرکت کنند.
| مدل رفتار سازمانی | مبنای مدل | جهت گیری مدیریت | جهت گیری کارکنان | پیامد روانی |
| استبدادی | قدرت و اقتدار | تسلط و دستور | اطاعت محض | وابستگی به رئیس |
| حمایتی | رهبری و هدایت | حمایت از عملکرد | انگیزش درونی | مشارکت و درگیری |
| مشارکتی | مشارکت تیمی | همکاری متقابل | مسئولیت پذیری | انضباط درونی |
| سیستمی | اعتماد و توازن | تسهیل گری | رشد و تعالی | خودشکوفایی |
حرکت به سمت مدل های سیستمی و مشارکتی، همان جایی است که استانداردهای ایزو بیشترین تأثیر را می گذارند. مدل های مخرب معمولاً ریشه در ابهام، نبود نظارت سیستماتیک و تمرکز بیش از حد بر منافع فردی مدیران دارند. با شناسایی این الگوها، سازمان می تواند با استفاده از تکنیک های مدیریت تغییر، رفتارهای ناسالم مانند شایعه پراکنی، مقاومت در برابر تغییر و اهمال کاری را شناسایی کرده و آن ها را با رفتارهای سازنده نظیر یادگیری مستمر و اشتراک دانش جایگزین نماید.
هم افزایی مدیریت منابع انسانی (HRM) و روانشناسی سازمانی
رفتار سازمانی در نقطه تلاقی مدیریت منابع انسانی و روانشناسی سازمانی قرار دارد. مدیریت منابع انسانی ابزارها و سیستم هایی مانند استخدام، آموزش و ارزیابی را فراهم می کند، در حالی که روانشناسی سازمانی به دنبال درک فرآیندهای ذهنی و عاطفی است که پشت این سیستم ها نهفته است. هم افزایی این دو حوزه باعث می شود که فرآیندهای مدیریتی نه فقط به صورت مکانیکی، بلکه با نگاهی انسانی اجرا شوند.
برای مثال، در فرآیند استخدام، تنها به مهارت های سخت توجه نمی شود، بلکه تناسب شخصیتی فرد با فرهنگ و رفتار سازمانی نیز مورد سنجش قرار می گیرد تا از تعارضات آتی جلوگیری شود. این هم افزایی به مدیران کمک می کند تا پدیده هایی مانند “فرسودگی شغلی” یا “فلات مسیر شغلی” را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، شناسایی کنند.
با استفاده از آموزه های روانشناسی، مدیریت منابع انسانی می تواند برنامه هایی برای بهبود رفاه کارکنان و غنی سازی شغل طراحی کند که مستقیماً بر نگرش و رفتار آن ها اثر مثبت می گذارد. در نهایت، این همکاری مشترک باعث می شود که سازمان به محیطی برای رشد شخصیت کارکنان تبدیل شود، جایی که اهداف فردی و سازمانی در یک نقطه به هم می رسند و انرژی روانی پرسنل به جای صرف شدن در تنش های بیهوده، در مسیر خلاقیت و پیشرفت قرار می گیرد.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به مقاله تعریف مدیریت منابع انسانی چیست؟ مراجعه کنید.
تکنیک های کاربردی برای مدیران جهت هدایت رفتار و کاهش تعارضات
مدیران به عنوان معماران رفتار سازمانی، نیازمند ابزارهای عملیاتی برای مدیریت تعاملات هستند. یکی از کلیدی ترین تکنیک ها، “مدیریت بر اساس اهداف” (MBO) است که با درگیر کردن کارکنان در فرآیند تعیین اهداف، تعهد آن ها را افزایش می دهد. تکنیک دیگر، استفاده از “سیستم های بازخورد ۳۶۰ درجه” است که به افراد کمک می کند تصویر روشنی از رفتار خود از دیدگاه دیگران داشته باشند و برای اصلاح آن تلاش کنند.

همچنین، تقویت مهارت های هوش هیجانی در مدیران به آن ها اجازه می دهد تا ریشه های پنهان تعارضات را درک کرده و به جای سرکوب آن ها، از تضاد آرا برای رسیدن به راه حل های بهتر استفاده نمایند. برای کاهش تعارضات، مدیران باید فرهنگ “ارتباطات باز” را نهادینه کنند. این کار از طریق برگزاری جلسات منظم گوش دهی فعال و ایجاد کانال های غیررسمی برای انتقال نظرات امکان پذیر است.
زمانی که تعارضی رخ می دهد، به جای قضاوت سریع، باید از مدل های حل مسئله استفاده کرد تا ریشه مشکل که ممکن است ناشی از ساختار غلط یا سوءتفاهم باشد، شناسایی شود. آموزش مداوم کارکنان در زمینه مهارت های ارتباطی و مدیریت خشم نیز از دیگر تکنیک های پیشگیرانه ای است که فضای سازمان را از تنش های مخرب پاک کرده و محیطی سرشار از احترام متقابل ایجاد می کند.
تأثیر پیاده سازی رفتار سازمانی صحیح بر بهره وری و سودآوری صنایع
در نهایت، تمام تلاش ها در حوزه رفتار سازمانی و استقرار استانداردهای ایزو باید به بهبود عملکرد مالی و عملیاتی منجر شود. تحقیقات نشان می دهند سازمان هایی که دارای فرهنگ سازمانی قوی و رفتارهای حرفه ای تعریف شده هستند، بهره وری نیروی انسانی آن ها تا چندین برابر بیشتر از سازمان های آشفته است.
رفتار سازمانی صحیح باعث کاهش هزینه های پنهان ناشی از غیبت، اشتباهات کاری، سوانح شغلی و خروج پرسنل می شود. وقتی کارکنان با تمام توان ذهنی خود در کار حضور دارند، ضایعات کاهش یافته و کیفیت محصولات و خدمات به طور چشمگیری ارتقا می یابد که این خود به معنای رضایت بیشتر مشتری و سودآوری بالاتر است.
در صنایع بزرگ، تأثیر رفتار سازمانی بر سودآوری از طریق “بهینه سازی فرآیندهای تیمی” خود را نشان می دهد. تیم های هماهنگ سریع تر تصمیم می گیرند و پروژه ها را با دقت بیشتری اجرا می کنند. همچنین، برند کارفرمایی سازمان تقویت می شود که باعث جذب بهترین استعدادهای بازار با هزینه های کمتر می گردد.
بنابراین، سرمایه گذاری بر روی رفتار سازمانی و دریافت گواهینامه های ایزو مربوط به سرمایه های انسانی، نه یک هزینه، بلکه استراتژیک ترین نوع سرمایه گذاری است که تضمین کننده برتری در رقابت و پایداری سود در درازمدت خواهد بود.
سخن پایانی
رفتار سازمانی، ستون فقرات هر مجموعه موفقی است که می خواهد در تلاطم های اقتصادی دوام بیاورد. همان طور که بررسی شد، این دانش با تکیه بر تئوری های عمیق انسانی و با بهره گیری از چارچوب های استانداردی همچون ایزو ۹۰۰۱، ۱۰۰۱۸ و ۴۵۰۰۱، مسیری را فراهم می کند که در آن نظم، ایمنی، انگیزش و اخلاق به طور همزمان رشد می کنند. تحول رفتاری ناشی از این استانداردها، سازمان را از یک محیط خشک اداری به یک اکوسیستم پویا و یادگیرنده تبدیل می کند که در آن هر چالش به فرصتی برای رشد تبدیل می شود.
در نهایت، مدیرانی که بتوانند با استفاده از تکنیک های مدرن و درک روانشناسی سازمانی، رفتارهای کارکنان خود را به درستی هدایت کنند، نه تنها به بهره وری خیره کننده دست می یابند، بلکه محیطی می سازند که در آن انسان ها با افتخار و اشتیاق برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش می کنند.
سوالات متداول
۱. چگونه ایزو می تواند مستقیماً بر انگیزه کارکنان تأثیر بگذارد؟
ایزو با شفاف سازی نقش ها، کاهش تبعیض های سلیقه ای و ایجاد سیستم های ارزیابی منصفانه، احساس عدالت را در سازمان تقویت کرده و با کاهش ابهام، محیطی فراهم می کند که فرد در آن مسیر رشد خود را به وضوح مشاهده می کند که این خود بزرگترین محرک انگیزشی است.
۲. تفاوت اصلی بین ایزو ۱۰۰۱۸ و سایر استانداردهای مدیریتی در چیست؟
برخلاف استانداردهایی که بر فرآیندها یا محصولات تمرکز دارند، ایزو ۱۰۰۱۸ منحصراً بر “عامل انسانی” تمرکز دارد و راهکارهای عملی برای افزایش نرخ مشارکت، بهبود تعاملات تیمی و ارتقای صلاحیت های رفتاری پرسنل ارائه می دهد تا کیفیت از درون افراد بجوشد.
۳. آیا پیاده سازی رفتار سازمانی صحیح فقط برای شرکت های بزرگ است؟
خیر؛ حتی در کسب وکارهای کوچک نیز تعارضات و ناهماهنگی های رفتاری می تواند منجر به شکست شود. اتفاقاً در سازمان های کوچک به دلیل تماس نزدیک تر افراد، رفتار سازمانی اهمیت دوچندانی دارد و استفاده از الگوهای استاندارد می تواند از همان ابتدا زیربنای رشد صحیح شرکت را فراهم کند.
۴.گواهینامه ISO چه ارتباطی با رفتار سازمانی دارد؟
استانداردهای ISO با ایجاد ساختار مشخص، شفافسازی وظایف و تدوین فرآیندهای استاندارد، به بهبود نظم، انضباط و روحیه همکاری در سازمان کمک میکنند و در نتیجه رفتار کارکنان را مثبتتر میسازند.